فرض کنید که شما دارید یه کاری انجام میدید که دوست ندارید من بدونم ! و من کاملا حواسم هست و دقیقا دنبال کارم و میتونیم از همه چیز سر دربیارم ! حالا شما چیکار میکنید ؟! واقعا بهش فکر کنید ؟! بهترین کار برای پیچوندن یه آدم فضول که اگه به اطلاعتی از شما دست پیدا کنه هم شما رو رسوا میکنه هم شما تو چشمش خراب میشید چیه ؟! 
نگید خب ازش پنهان میکنیم که خندم میگیره
پنهان کردن اینجا یعنی اون کاری که میخوایم شخص فوضول ازش با خبر نشه یه جوری انجام بدیم که اون شخص نبینه ، این روش خیلی قدیمی و ناکارامده چون شخص فوضول تخصصش اینه که از چیزای مخفی سر در بیاره ، پس به احتمال زیاد شما لو میرید
ولی باز یه سری روش برای پنهان کردن وجود داره که ممکنه در موارد زیادی جواب بده و اگه شخص فوضول خیلی حرفه ای نباشه میشه گولش زد ، یکی از این روش های پنهان کاری اینه که شخصه فوضول رو یه جوری به یه چیز دیگه ای سرگرم کنیم و وقتی اون حواسش به موضوع دیگه پرته شما کارتون رو انجام بدین و امیدوار باشین تا اون شخص فوضول حواسش همونجوری پرت بمونه و شما رو نبینه !! خب البته این روش تا حدی جواب میده ولی باز هم یه روشه قدیمیه .

روش های پنهان کاری به این شکل که شخص فوضول کار شما رو نبینه و پایه بر ندیدن باشه وجود داره که ما اینجا بنا نداریم همش رو توضیح بدیم ، چون مطلب طولانی میشه ، اما روش بعدی که از روش پنهان کاری بهتره من بهش میگم روش اشباع اطلاعات !! یعنی چی ؟! در این روش درست میریم سراغ نقطه ضعف اصلی شخص فوضول ، شخص فوضول هدف اصلیش اینه که اطلاعات زیادی از شما بدست بیاره تا اون احساس رضایت بهش دست بده ، در این روش شما اطلاعات رو طبقه بندی میکنید و مقدار زیادی اطلاعات نسبتا کم ارزش رو به صورت یکباره در اختیار شخص فوضول قرار میدید تا از اطلاعات اشباع و ارضاء بشه و فکر کنه شما دیگه اطلاعاتی ندارید و دست از شما برداره که خب اگه این روش رو خوب انجام بدید به احتمال زیاد نتیجه میگیرید ، برای بهتر نتیجه گرفتن میتونید این اطلاعات رو گیج کننده کنید تا شخص فوضول گیج هم بشه !!
خب روش های زیاد دیگه ای هم وجود داره اما اگه دقت کرده باشید در تمام این روش ها به نوعی کاری انجام میدیم تا شخص فوضول مطلب رو نفهمه و همیشه افرادی هستن که هیچ یک از این روش ها نمیتونه باعث بشه تا اطلاعات رو بدست نیارن !!!!! و همون یه نفر کافیه تا اطلاعات شما لو بره و همه بفهمن ، تمام اون فوضولایی که این همه واسه دست به سر کردنشون زحمت کشیده بودین !! خب پس چیکار کنیم ؟!؟!؟!؟! چه روش قطعیی وجود داره ؟!! یکم بیشتر بهش فکر کنید !!
ادامه دارد . . . . .
پ.ن : برای این که طولانی نشه مطلب رو دو قسمت کردیم ، فردا قسمت دوم رو روی وبلاگ قرار میدیم 
من عاشق این عکس هایی هستم که میتونه تمام مطلب رو برسونه ، به نظرم این عکس ها بهترین نوع رسانه هستن
حتی از فیلم هم بهترن ، بدون هیچ توضیحی بریم این اثر عالی رو ببینیم :

مطلب کاملا روشنه و هیچ توضیحی نیاز نداره 
تقریبا میشه گفت همه افرادی که با کامپیوتر کار میکنن و یه اطلاعات کلی دارن ، کلمه نرم افزار متن باز رو شنیدن ، یا حداقل با نرم افزار هایی مثل Firefox Web Browser یا VLC Media player کار کردن و میدونن که این نرم افزار ها جزو نرم افزار های متن باز هستن ، چند روز پیش هم ما تو وبلاگ سرآمد همه ی متن باز ها یعنی سیستم عامل بر پایه گنو/لینوکس رو معرفی کردیم همون اوبونتو ۱۴.۰۴ . با همه ی این برخورد هایی که ما روزانه با نرم افزار های متن باز داریم اما هیچوقت دقیقا معنی متن باز رو لمس نکرده بودم تا این که پارسال برای اولین بار یه کانکی ( Conky ) روی سیستم عاملم نصب کردم ( فک کنم اوبونتو ۱۲.۰۴ بود ) ، اونایی که نمیدونن کانکی چیه یه نگاه به این عکس بندازن :

اگه بخوایم ساده بگیم کانکی یه جور ویجته که برای نشون دادن ساعت ، آب و هوا و اطلاعات مختلف کامپیوتر روی سیستم عامل های گنو/لینوکسی نصب میشه که البته خیلی خوشگل هم هست ، میتونید شکل های مختلف کانکی رو اینجا ببیند. وقتی یه کانکی رو نصب میکنی باید یه فایل به اسم conkyrc رو روی پوشه Home کپی کنی این فایل یه فایل متنیه ، مثل فایل های txt توی ویندوز که متن اصلی برنامه کانکی حساب میشه و سیستم دقیقا از روی این فایل برنامه کانکی رو برای شما اجرا میکنه ، متن این فایل این شکلیه :

به عکس بیشتر دقت کنید
اون قسمتی که انتخاب کردم مکان کانکی رو روی صفحه دسکتاپ مشخص میکنه ، و چون در محیط متن باز هستیم من توستم متن برنامه رو ببینم و همچنین میتونم هرجوری دوست دارم تغییرش بدم و کانکی رو هر جایی از دسکتاپ خواستم قرار بدم ، این یکی رو ببینید :

دوباره برگردید و عکس اول که کانکی رو توش مشخص کرده بودم نگاه کنید ، اون بالا به ساعت نگاه کنید ، فونتش با بقیه فونت های کانکی فرق داره
حالا به عکسی که این بالاست دقت کنید قسمت های مربوط به فونت رو در متن مشخص کردم ، تمام قونت ها از خانواده Sans هستند ولی من اولی رو به Lithograph تغییر دادم که مربوط به اون ساعت بزرگ اون بالا میشه
همنوجوری که میبینید متن کاملا باز و در اختیاره من بوده و من هرجوری دوست داشتم تغییرش دادم ، بازم برید و به عکس کانکی دقت کنید ، اون وسطا یه قسمتی وجود داره که مربوط به سرعت اینترنت و میزان ارسال و دریافت اطلاعات میشه ، من از کابل های شبکه برای وصل شدن به اینترنت استفاده میکنم و کانکی داره خیلی دقیق به من نشون میده میزان مصرف و سرعت اینترنت من چقدره ، ولی اگه من از شبکه وایرلس استفاده میکردم این کانکی دیگه قابلیت نشون دادن اطلاعات اینترنت رو نداشت !!! چرا ؟ چون تو متن برنامه ، برنامه نویس فرض کرده که شما دارید از کابل استفاده میکنید ، دقیقا اینجای متن :

خب حالا این مشکل چجوری حل میشه ؟ کافیه به جای eth که تو عکس مشخص شده بنویسیم wlan و فایل رو save کنیم تا همه چیز درست بشه ! شاید این سوال بوجود بیاد که خب چرا نمیری سراغ قسمت تنظیمات کانکی ؟ همونجوری که همه ی برنامه ها یه قسمت تنظیمات دارن ! چه کاریه آخه از همونجا تغییر بده دیگه ؟!! باید بهتون بگم که کانکی همچین قسمتی نداره و باید برای هر تغییری از همین روش تغییر متن استفاده کنید
( البته مثل این که جدیدا دوستان یه برنامه ای واسه اینجور تغییرات نوشتن ) به نظر من که عالیه . . . . .
عالیه که همه چیز در اختیارت باشه ، همه چیز . . . . و عالیه که من میتونم این فایل conkyrc رو که روش تغییرات ایجاد کردم به دوستم بدم یا روی اینترنت به اشتراک بزارم تا همه بتونن ازش استفاده کنن ، اینجوریه که کانکی ها یا هر نرم افزار متن باز دیگه ای هر روز بهتر از قبل میشن ، بدون این که کسی پولی پرداخت کرده باشه . . . .
امیدوارم تونسته باشم مفهوم متن باز رو درست منتقل کرده باشم ، نکته ی آخر : اگه فکر میکنید یادگرفتن این چیزا سخته باید بهتون بگم که کاملا در گمراهی هستید چون همه ی این چیزا رو میشه در کمتر از ۱ ساعت یاد گرفت ، همونجوری که شما الان یاد گرفتید 
یه مطلب نسبتا طولانی داریم که میشد تو یه پست خیلی بلند جاش بدم ولی دیدم در ین صورت هم باید قسمت هایی از مطلب رو حذف می کردم و هم انقد طولانی میشد که کسی نمیخوندش واسه همین چند قسمتیش می کنیم ، خب دیگه زیاد حرف زدیم بریم ببینیم موضوع چیه 
مطلب مورد نظر تاریخیه واسه همین من خیلی کم توی متن دست می برم و فقط اگه جایی لازم باشه با اینا => [ توضیح ] موضوعی رو توضیح میدم ، بیشترین کاری که من قراره انجام بدم لینک دادن اسم ها ، شهر ها و موارد مورد نیاز به ویکیپدیا یا سایت های مرتبط خواهد بود . لطفا این مطلب رو از اولین قسمت تا آخرین قسمت دنبال کنید .
در واپسین سالهای سده پانزدهم میلادی ، ایزابل ملکه خونریز کاستیل ، بهمراه شوهرش ، فردیناند شاه آراگون [ایزابل و فردیناند هر دو فرمانروای بخشی از شبه جزیره ی ایبری که به نقشه ی امروز میشه اسپانیا و پرتغال بودند ، برای این که مسلمونا رو شکست بدن با هم ازدواج کردند و مناطق تحت فرماندهیشون رو یکی کردن]، سپاهی عظیم را به سوی آخرین بقایای دولت های مسلمان اندلس به حرکت در آورد. مورخین مینویسند او کشتزار ها را پایمال کرد و پس ار غارت و تخریب روستاها، شهر مالقه (مالاگا) را چنان به محاصره گرفت که به گفته ویل دورانت، «مردم اسب ها و سگها و گربه هایی را که در شهر یافت میشد کشتند و خوردند و سپس از گرسنگی دها و صد ها جان سپردند یا بر اثر ابتلا به امراض مردند». مهاجمان پس از فتح شهر ۱۲ هزار تن از سکنه آن را به بردگی بردند.
در دوم ژانویه ۱۴۹۲ شهر غرناطه (گرانادا) ، پس از محاصره ای سخت و مقاومتی قهرمانانه، که نه ماه به درازا کشید، تسلیم شد و واپسین امیر مسلمانان غرب اروپا، با درد و رنجی جانکاه بهمراه مادر، همسر، خویشاوندان و پنجاه سوار، راهی تبعیدگاه خویش در کوهستان های اندلس شد. ایزابل و فردیناند در میدان بزرگ شهر زانو زدند و خدای را سپاس گفتند که پس از ۷۸۱ سال اسلام را از اندلس برانداخته است. آنان سپس به کاخ افسانهای الحمرا، این نماد جادویی و شگفت تمد اندلس رفتند. بدینسان، شهری که چشم و چراغ و مایه مباهات سراسر اروپا بود سقوط کرد و این گوهر تابناک بشری خاموش شد .

چنتا نکته : اولا به عدد ۷۸۱ سال دقت کنید که تقریبا میشه ۸ قرن
، دوما تمام منابع رو در قسمت آخر میگم به صورت یه لیست کامل ، سوما متن بالا متن یه کتابه که بدون هیچ تغییری نوشته شده ، منتظر قسمت های بعدی باشید ، جالب تر میشه 
میخواستم همون اول یه چیزی بگم که بیخیال شدم ، آخرش میگم
خب داشتم تو سایت رنگی رنگی میچرخیدم که به یه مطلب نسبتا قابل تأمل برخورد کردم « مدل خاص خودت لباس بپوش » ، اول یه کوچولو درباره ی این سیات یا به قول خانم نگار یعقوبی (مدیر سایت) اداره خوشحال سازی صحبت کنیم ، وقتی برای اولین بار سایت رو باز کردم طراحی واقعا عالی و شاد سایت نظرم رو به خودش جلب کرد ، سایت قسمت های مختلفی داره ( بشقاب رنگی ، تیپ رنگی ،اتاق کار ، خونه شاد ، فروشگاه ، دیوار و . . . ) با سرک کشیدن به قسمت های مختلف سایت این احساس به من دست میده که این سایت بیشتر دخترونست
ولی خب پسرا هم میتونن مطالب نسبتا خوبی توش پیدا کنن ، سه قسمت سایت نظر من رو به خودش جلب کرد ، اول قسمت وبگردی رنگی ، دوم قسمت رادیو رنگی و سوم قسمت دیوار ( که ایده جالبیه ) ، البته حرف های دیگه ای هم هست که آخر کار میگم ، فعلا صفحه اول رو ببینیم :

بعد از این صحبت ها بریم قسمتی از اون مطلبی رو که اون بالا گفتم بخونیم :
« شاید هیچ وقت آدما انقدر شبیه هم نبودن که الان هستن. از لباس گرفته تا رنگ مو یا حتی فرم بینی و گونههای جراحی شده، هر کدوم هزارتا مشابه دارن. اصلا بدی مُد همینه که اصرار داره همه ازش پیروی کنن و براش مهم نیست که همه آدما شبیه هم باشن . . . حالا برنامه چیه؟ قراره همینجوری دنبال مدی که دائم تغییر میکنه بدوئیم؟ یعنی هیچ راهی برای شیک بودن همزمان با خودمون بودن وجود نداره؟ بدترین چیز مد اینه که همه رو شبیه هم میکنه، و عجیبتر اینکه کسانی که پشت سر مد میدون یه انگیزه مهم هم دارن: خاص بودن! . . . هیچ راهی برای خاص بودن سادهتر از خودمون بودن نیست. میتونیم بخشی از خودمون رو تو لباسامون بگنجونیم و اجازه بدیم آدما ما رو از روی لباسامون حدس بزنن »
قسمت هایی از متن رو که دوست داشتم اینجا نوشتم ،خب میشه گفت برداشت جالبی از مد انجام داده و یکی از نکته های مهم در دنبال مد رفتن رو هم گرفته و با توجه به همون نکته یه راه حل نسبتا خوب ارائه داده ، اما یه نکته ی دیگه ای کاملا مورد بی توجهی قرار گرفته ! خیلی از افرادم هستن که مد و لباس هایی که مد هستن رو انتخاب میکنن تا شبیه افراد دیگه بشن مثل ورزشکارا ، بازیگرا ، افراد معروف و . . . یا بهتر بگیم یک دسته از افراد مد و لباس هایی که مد هستند رو انتخاب میکنن تا به واسطه اون لباس ها و اون مد در جامعه پذیرفته بشن ، چون مثلا یه فرد مشهور اون لباس رو مپوشه و از دید مردم اون فرد مقبولیت و محبوبیت داره اون فرد هم از نوع لباس پوشیدن فرد مشهور تقلید میکنه تا بتونه مقبولیت و محبوبیت نسبی بدست بیاره ، یه جورایی در اون طرفه داستان ( همون که رنگی رنگی میگه ) شخص در حالت اعتماد به سقف قرار داره و در این طرف داستان شخص کمبود اعتماد به نفس داره ، اگه اینجوری به قضیه نگاه کنیم مد مثل یه تیغ دو لبه میمونه که هر طرف به اندازه طرف مقابل بُرنده و مهم میشه ، اما اینجانب کلا با نگاه های دو طرفه و صفر یا صدی موافق نیستم
بی شک موارد مختلفی وجود داره که مردم دنبال مد میرن ولی خب معلومه این دو موردی که گفته شد از بقیه خیلی مهمتر هستن . و مطلب خیلی خیلی مهم اینه که بریم یکم بیشتر فکر کنیم که مد اصلا از کجا وارد زندگی انسان شد ؟ مد با فرهنگ چه تفاوتی داره ؟ مد با لباس سنتی و سنت لباس پوشیدن چه تفاوت هایی داره ؟ آیا مد فقط لباسه ؟ یا چیز های دیگه هم میتونن مد روز باشن ؟ مد بیستر از همه به نفع چه افرادیه ؟ 
خب بریم سر اون مطلبی که میخواستم اول کار بگم ولی نگفتم ! در خیلی از موارد با مطالب و مواردی که در سایت رنگی رنگی گفته ، نوشته یا توصیه شده موافق نیستم و این در حالیه که با رنگی پوشیدن ، شاد بودن و این که همه ی چیزام رنگی باشن موافقم ، در خیلی از موارد سایت رنگی رنگی من رو یاد یک سری از مجله های مثلا خانوادگی میدازه که اصلا دوسشون ندارم ، یاد یه جور سبک زندگی میندازه که یه مشکلاتی توش وجود داره ، یه قسمت هایی هم داره که خیلی خوبه ( همون هایی که اون بالا گفتم ) ، البته حالت دیگه هم ممکنه ، این که این سایت اصلا برای افرادی مثل من طراحی نشده باشه ، که این کاملا طبیعیه .
و در آخر به خودم یاداوری میکنم : « کسانی که سخنان را میشنوند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند »
پ.ن : دوباره میگم انتقاد و نظر دادن دلیل بر دشمنی نیست ، اشتباه برداشت نشه ، پیش خودمون بمونه من از تقویم رنگی رنگی استفاده میکنم 
دیگه چی میخوای ؟ نه خدایی ؟ بازم بگم ؟ . . . پس گوش بده : ویروس نمیگیره ، میشه میز کارش رو تغییر داد ، نرم افزار های خیلی خوب و رایگانی داره که بدون نیاز به سی دی نصب میشن ، میتونی steam رو بریزی با اون همه بازی ، وای وای داشت ترمینال رو یادم میرفت « و تو چه میدانی که ترمینال چیست ؟ » ، یه مثال بزنم ؟ مثلا برای نصب شدن برنامه VLC media player فقط کافیه ترمینال رو باز کنی و این دستور رو اونجا تایپ کنی :
من الان این افتخار رو دارم که این مطلب رو تو اوبونتو ۱۴.۰۴ مینویسم و خداییش تا این لحظه این بهترین سیسم عامل گنو/لینوکسیه که نصب کردم ، از همه نظر خوبه ، این هم اسکرین شات سیستم من :
برای اطلاعات بیشتر به لینک ها زیر مراجعه کنید :بدون هیچ توضیحی بریم یه رسانه ی جالب ببینیم : 
اصلا دوست ندارم یه مار نیشم بزنه !! حالا جالبه بدونید که از بین ۲۷۰۰ گونه ماری که تو تمام دنیا شناخته شده تنها ۳۰ تا از مار ها زهر کشنده دارن !! حالا من چنتا سوال دارم : چرا بقیه مار ها زهر ندارن ؟ چرا زهر این ۳۰ تا مار هر کدوم با هم فرق داره ؟ چرا این یکی انقد قویه ؟ . . . 
