توی متن دوتا جای خالی هست ، سعی کنید با عبارت مناسب پُرشون کنید :
مردم . . . . . . ! چرا شما را پیکرهای بی روح، و روحهای بدون جسد می نگرم؟ چرا شما را عبادت کنندگانی بدون صلاحیت، و بازرگانانی بدون سود و تجارت، و بیدارانی خفته، و حاضرانی غایب از صحنه، بینندگانی نابینا، شنوندگانی کر، و سخن گویانی لال، مشاهده می کنم؟
پرچم گمراهی در جای خود برافراشته شده، و طرفداران آن پراکنده شده اند، شما را با پیمانه خود می سنجند و سرکوب می کنند، پرچمدارشان از ملت اسلام خارج و بر راه گمراهی ایستاده است. پس آن روز که بر شما دست یابند جز تعداد کمی از شما باقی نگذارند، چونان باقیمانده غذایی اندک در ته دیگ، یا دانه های غذای چسبیده در اطراف ظرف، مانند پوستهای چرمی شما را به هم پیچانده می فشارند، و همانند خرمن شما را به شدت می کوبند، و چونان پرنده ای که دانه های درشت را از لاغر جدا کند، این گمراهان، مومنان را از میان شما جدا ساخته نابود می کنند. با توجه به این همه خطرات، روشهای گمراه کننده شما را به کجا می کشاند؟ تاریکیها و ظلمتها، تا کی شما را متحیر می سازد؟ دروغ پردازیها تا چه زمانی شما را می فریبد؟ از کجا دشمن در شما نفوذ کرده به اینجا آورده و به کجا باز می گرداند؟ آگاه باشید! که هر سرآمدی را پرونده ای، و هر غیبتی را بازگشت دوباره ایست.

مردم! به سخن عالم خداشناس خود گوش فرا دهید، دلهای خود را در پیشگاه او حاضر کنید، و با فریادهای او بیدار شوید، رهبر جامعه باید با مردم به راستی سخن گوید، و پراکندگی مردم را به وحدت تبدیل، و اندیشه خود را برای پذیرفتن حق آماده گرداند، پیشوای شما چنان واقعیتها را برای شما شکافت چونان شکافتن مهره های ظریف، و حقیقت را از باطل چون شیره درختی که از بدنه آن خارج شود، بیرون کشید. پس در آن هنگام که . . . . . . . . بر شما تسلط یابند، باطل بر جای خود استوار شود، و جهل و نادانی بر مرکبها سوار، و طاغوت زمان عظمت یافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بی مشتری خواهند شد، روزگار چونان درنده خطرناکی حمله ورشده، و باطل پس از مدتها سکوت، نعره می کشد، مردم در شکستن قوانین خدا دست در دست هم می گذارند، و در جدا شدن از دین متحد می گردند، و در دروغ پردازی با هم دوست و در راستگویی دشمن یکدیگرند و چون چنین روزگاری می رسد، فرزند با پدر دشمنی ورزد، و باران خنک کننده، گرمی و سوزش آورد، پست فطرتان همه جا را پر می کنند، نیکان و بزرگواران کمیاب می شوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستی از میانشان رخت برمی بندد، و دروغ فراوان می شود، با زبان تظاهر به دوستی دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار می کنند، و از پاکدامنی به شگفت می آیند، و اسلام را چون پوستینی واژگونه می پوشند.


یه موضوعی چند وقتیه اذیتم میکنه ، این گرگ های دردنده ی ساخت اسرائیل اسم خودشون رو گذاشتن « دولت اسلامی در عراق و شام » و با همین اسم دارن تمام مسلمونا رو میکشن !!! واسه همین به ذهنم رسید که اینو درست کنم :

امیدوارم تونسته باشم مطلب رو برسونم
ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که چرا « دولت یهودی در عراق و شام » ؟ برای جواب دادن به این سوال باید اول سوال های زیر رو جواب بدیم :
چرا در تمام این مدت که داعش داره مردم رو میکشه دولت مردان همیشه نگران حقوق بشر اسرائیلی صداشون درنمیاد ؟
چرا از اولین روزی که جنگ در سوریه شروع شد این به قول خوشون دولت اسلامی خواه ها حتی یه گلوله هم به سمت اسرائیل شلیک نکردن ؟
چرا اکثر سلاح های سنگین داعش رو اسلحه های ساخت اسرائیل تشکیل میده ؟
اصلا چرا اینا دارن مسلمونا رو میکشن مگه نمیگن دولت اسلامی ؟!!!
و هزارتا « چرا » ی دیگه !!!!
یه کوچولو بیشتر فکر کنیم . . .
پ.ن: البته به امید خدا زمان زیادی از عمر این درنده ها باقی نمونده 
شما در حال جنگ با یه کشوری هستید ولی اون کشور همسایه شما نیست و یه کشوری بین شما و اون دشمنتون وجود داره ، الان موضوع مهم در این جنگ اینه که اون کشوری که بین شما و دشمنتون وجود داره طرف کی باشه ؟!

توی یک جنگ عادی که شما با دشمنتون هم مرز باشید به هم حمله میکنید و بالاخره یکی برنده میشه ، وارد خاک طرف مغلوب میشه و کم کم شروع میکنه به گرفتن خاک اون کشور ، اما در حالتی که اون بالا به صورت نقاشی بچه ها براتون کشیدم
داستان تغییر میکنه ، هرجوری که حساب کنید کشور وسطی هیچ وقت نمیتونه بی طرف باشه ، چون در این صورت اصلا جنگی صورت نمیگیره ، به هر حال این کشور وسطی باید به یکی از کشور ها اجازه بده تا از خاک یا آسمونش برای حمله به اون یکی کشور استفاده بشه و این که به کدوم کشور اجازه این کار رو میده بستگی داره به خیلی چیزا .
فرض اولیه این بود که یکی از این کشور ها برای شماست و اون کشور دشمن هم خیلی با شما دشمنه و اصلا هیچجوره دشمنیش با شما از بین نمیره و هر وقت که بتونه بالاخره به شما حمله میکنه ! در این حالت شما چیکار میکنید ؟
شما رو نمیدونم ولی اگه من باشم در اولین زمان ممکن میرم و هرجوری شده روابطم رو با این کشور همسایم خوب میکنم ، بهش کمک مالی میکنم ، هرجور نیازی داشته باشه رفع میکنم ، اگه بتونم روابط فرهنگی و دینی قوی باهش برقرار میکنم و خلاصه یجوری مطمئن میشم که اگه جنگ بشه با منه و پای من وایمیسته !!! 
حالا یه حالت دیگه ، اگه این کشور وسطی کلا از نظر اعتقادی با شما باشه ، هم دین شما باشه و اون کشور دشمن همزمان دشمن اون هم باشه چی ؟
اینجوری که دیگه عالیه فقط کافیه شما اون کشور رو همه جوره تجهیز کنی تا توی جنگ احتمالی شما با هم باشین و دشمن تنها بمونه
اینجوری خیلی خوب میشه ، نه ؟
اون وقت دقیقا مثل این میمونه که شما مرزت رو چندین کیلومتر جلو بردی و به جای این که تو مرز خودت بجنگی داری تو مرز دشمن میجنگی و از همونجا دشمن رو زمین گیر میکنی .
خواهشا به این حرفایی که زدیم یکم بیشتر فکر کنید ، به این نقشه بیشتر نگاه کنید و برید تحقیق کنید که داعشی ها دشمن اصلیشون رو کیا و کدوم کشور میدونن ؟

اون قسمت های قرمز رنگ داعشیا هستن که چون توی سوریه جلشون رو نگرفتیم حالا پررو شدن و دارن میان اینور ، یکم تو اینترنت درباره ی داعش تحقیق کنید و ببینید که چجور آدمایی . . ببخشید چحور گرگ هایی هستن !!!
سوال آخر : پای داعشی ها رو کی به خاورمیانه باز کرد ؟ کی ازشون حمایت میکنه ؟ دشمن اصلیه ما کیه ؟
یکم بیشتر فکر کنیم . . .
چون امروز کلا خوشحالم و خیلی اتفاقای خوب داره همزمان رخ میده گفتم یه آهنگ خیلی باحال و با عشق گوش بدیم
این شما و این جعفر :
اگه نمیدونید این دقیقا چیه باید بهتون بگم جعفر کارش خوندن آهنگ های مسخره و خنده داره ، این هم یه جور شوخی با یک آهنگ معروفه که اسمش رو نمیگم 

عیدتون مبارک 

این سیستم عامل های گنو/لینوکسی هر روز دارن قشنگتر از دیروز میشن
قدیما وقتی میگفتیم لینوکس همه فکر میکردن ما داریم با یه صفحه ی سیاه که یک سری نوشته انگلیسی توشه کار میکنیم اما جدیدا دیگه اصلا اینجوری نیست ، قابلیت انعطاف پذیری و شخصی سازی بی نظری سیستم عامل های گنو/لینوکسی باعث شده دسکتاپ هر کسی یه شکلی باشه و هیچ دونفری پیدا نشن که دسکتاپشون دقیقا یه جور باشه !! تأکید میکنم هیچ دو نفری

نمونه ی دسکتاپ یکی از بچه های ایرانی ( آرچ لینوکس )
با این که ما کاملا به این اعتقاد داریم که دسکتاپ های لینوکسی خیلی خوشگلتر از بقیه هستن اما نباید این موضوع رو فراموش کنیم که شرکتی مثل اپل با سیستم عامل خوب خودش ( OS X Yosemite ) که جدیدا هم آپدیت شده تونسته بخش بزرگی از بازار رو برای خودش کنه ، و این موضوع نشون میده که خیلی از مردم طراحی های اپل رو دوست دارن
و این موضوع باعث شده که یک سری از دوستان با توجه به طراحی سیستم عامل های اپلی یه سیستم عامل به نام elementary OS Luna طراحی کنند ، البته بر دوستان حرفه ای پوشیده نیست که هر سیستم عامل گنو/لینوکسی رو میشه در کمتر از ۳۰ دقیقه شبیه OS X اپل کرد ولی خب خیلیا حوصله این کارو ندارن خیلیا هم اصلا بلد نیستن
، بیخیال بریم ببینم این elementary OS Luna چه شکلیه :
، یه نکته ی دیگه هم هست شما برای خرید این لپ تاپ خوشگل Lenovo و نصب این سیستم عامل باید مبلغی بین ۲ تا ۲.۵ میلیون تومن خرج کنید ولی ارزون ترین لپ تاپ شرکت اپل ۳.۷ میلیون تومن قیمتشه
«برای اطلاعات بیشتر هم چنتا لینک آخر همین مطلب مینویسم براتون»

خیلی از افراد هم هستن که مثل من روزی حدودا ۱۰ ساعت با سیستم عامل های مختلف کار میکنن ، شما با چنتا از دوستاتون یا افراد خانوادتون ۱۰ ساعت مستقیم کار دارید ؟! زندگی این روزا جوری شده که سیستم عامل رو باید یکی از همنشین ها به حساب اورد ! و انسان عاقل درباره انتخاب همنشینش فکر و تحقیق میکنه و به قول معروف با هر کسی نمیپره
و موضوع دوم این که بار ها و بار ها گفتیم گنو/لینوکس و نرم افزار متن باز و دانش آزاد یه جور تفکره نه فقط یجور نرم افزار . . . بهش بیشتر فکر کنیم . . . شما خودت رو بزار جای یه خارجی که میخواد بین مذاهب اسلامی یکی رو انتخاب کنه ! میره تو اینترنت و شروع به جستجو میکنه . . .

خوبه آدم نویسنده ی خوبی باشه ها
، چند خط همراه میشیم با سید مهدی شجاعی :
کلام مادر به اینجا که رسید ، ناگهان برق غریبی در چشمهایش درخشید. با جدیتی بی سابقه اما همراه با ملاطفت مرا از جا بلند کرد ، مقابل خودش نشاند و گفت :
ببین! عباس من!
نسبت تو و فرزندان فاطمه ، نسبت برادر با برادر و خواهر نیست.
همچنانکه نسبت من با علی ، نسبت همسر و شوهر نیست.
نمی دانم به دست تضرع کدام دخیل بسته ای یا دعای نیمه شب کدام دلشکسته ای یا نَفَس اعجازگز کدام رسول کمر به کرامت بسته ای ، خدا لباس کنیزی این خاندان را بر تنم پوشاند.
این لباس آنفدر بر تن من گشاد بود که من در آن گم می شدم اگر خدا دست مرا نمی گرفت .
این وصلت ، هزاران پا از سر من زیاد بود اگر دست خدا مرا از زمین بلند نمی کرد .
تو مبادا گمان کنی که ما همسان و همشأن این خانواده بی نظیریم . اینها تافته های جدا بافته عالمند. اینها زمینی نیستند . آسمانی اند . خاکی نیستند ، افلاکی اند .
اینها جانشینان و کارگزازان خدا در زمین اند.
خدا به اهل زمین منت گذاشته است که این دردانه های خود را چند صباحی راهی زمین کرده است .
آسمان و زمین و ماه و خورشید ، از صدقه سر اینها شده است .
پدرت معلم مسیح بوده است در گهواره نور و منادای کلیم بوده است در کوه طور .
مبادا پدر را به لفظ خالی پدر صدا کنی !
مبادا حسن و حسین را برادر خطاب کنی ! مبادا زینب و ام کلثوم را خواهر بخوانی !
آقای من ! بانوی من !
این صمیمانه ترین خطاب تو باشد با سروران و موالی ات .
مبادا از پشت سرشان قدمی فرا پیش بگذاری !
مبادا پیش از آنها دست به غذا ببری !
مبادا پیش از آنها آب بنوشی !
مبادا پیش از آنها آب بنوشی !
فرامین تو را هماره به کار بسته ام مادر ! اما اکنون چه کنم که بردن آب در گروی خوردن آن است !؟ اکنون چه کنم که دفاع از جانان مستلزم داشتن جان است ؟!

پ.ن : این ایام مبارک رو بهتون تبریک میگم
اینم چند خط فوق العاده رو هم از صفحه های ۳۶ ، ۳۷ و ۳۸ « سقای آب و ادب » نوشتم 